مسابقه دوم سال 1398
حدیث مسابقه
اَلعالِم مَن عَرَفَ قَدرَه وَ کفی بِالمَرء جَهلا اِلّا یَعرِفُ قَدرَهُ
عالم کسی است که قدر و منزلت خود را بشناسد و آدمی را همین نادانی بس که منزلت خود را نشناسد.
ویدیو مسابقه
فایل صوتی مسابقه
متن مسابقه
حدیث دوم
سخنران: حجت الإسلام سید عبدالحمید شهاب
موضوع سخنرانی: فرصت های طلایی ماه رمضان
اول ماه رمضان و آغاز سال عبادی. انشاءالله خدای متعال، توفیق عبادت و بندگی شایسته به همهی ما عنایت بفرماید. ماه رمضان، به قول سیدبن طاووس که فرمود: محرم، ماه اول سال قمری هست و ماه رمضان، اول سال «عبادی» است. مرحوم آیتالله میرزاجواد آقای ملکیتبریزی، روز اول ماه رمضان که میرسید میفرمود: دو رکعت نماز شکر بخوانید و سوره فتح را بخوانید که توفیق پیدا کرده و بتوانید به واسطه عبادتی که در این ماه انجام میدهید بر شیطان غلبه کنید. این ماه، ماه فرصتهای طلایی است.
من در این چند جلسه سعی میکنم به بعضی از این فرصتها اشاره کنم. اولین فرصتی که خداوند متعال به برکت این ماه به همه ما عنایت کرده، تقویت اراده و تصمیمگیری است. یکی از مشکلات اساسی که امروز جامعه ما با آن دست و پنجه نرم میکند، ضعف اراده است. طرف وقتی باهاش میشینی صحبت میکنی، میگوید: میدانم بد اخلاق هستم ولی نمیتوانم ازش جدا بشم. میدانم کاهلی نماز، بد است… ولی چهکنم؟! نمیتوانم حاج آقا! افتادیم در این خط دیگر… امروز، افراد مبتلا به گرفتاریهای مختلفی را با اظهار ضعفی که در اراده دارند فقط دارند توجیه میکنند و حتی پانسمان نمیکنند این زخم را. ماه رمضان، ماه تقویت اراده است. فرصتی است برای اینکه انسان، وقتی در فاصلهی زمانی محدودی که تعریف میشود، ده ساعت-دوازده ساعت نخور و نیاشام و مفرداتی را انجام نده و فلان کار را انجام نده این دارد اراده را محکم میکند و میتواند تصمیم بگیرد. حالا این عرضی که دارم میکنم، ممکن است به سیگاریها بر بخورد. آدمی که معتاد به سیگار است و میگویی: آقا! سیگار را بگذار کنار، میدانی ضرر قطعی دارد برای جسم، چرا نمیگذاری کنار. و شرعا هم وقتی میدانی این ضرر دارد، حرام است. خب چرا داری یک حرامی را که میدانی ضرر قطعی است و کنار نمیگذاری. در جواب میگوید: آقا! من نمیتوانم و اراده ندارم که این را بگذارم کنار.
چطور 17ساعت میتوانی هیچی نخوری و نیاشامی و هیچ گناهی را انجام ندهی بعد برای این کار بگویی نمیتوانم. دقیقا مثل این آدمها هم مراقبه کردن و مقابله کردن با مساله گناه هم همین طور است. در غیر ماه رمضان نمیتواند از حرام اجتناب کند که حالا ادعا میکند این ماه قرار است مرا از «حرام» اجتناب کند. به نظر میرسد که، این عدم اراده داشتن توامان با غفلت است و بالاخره دست ابلیس این وسط باز است و دارد گربهرقصی میکند. به قول آن شاعر گفت:
قیمت هرکاله میدانی که چیست! قیمت خود را ندانی، احمقیست!
خوب گفته این شاعر. من به یک قضیه و داستانی از رسول مکرماسلام(ص) و سیرهی نبوی اشاره میکنم که واقعا یک تصمیم و اراده محکم چه سعادتی را برای آدم فراهم میکند. ما امروز در جامعه دوتا مشکل داریم: یک اینکه اولا بعضیها قدر خود را نمیدانند و حد خودشان را هم نمیدانند. اما ببینید این جوان، در تصمیمی که گرفت چقدر موفق شد. رسول خدا(ص) با اصحابش از بیابانی بیرون مدینه عبور میکردند یک وقت دیدند پیغمبر(ص) فرمودند: توقف کنید! الان یک فردی به ما میرسد که سه روز، توانسته بر شیطان غلبه کند. همه تعجب کردند و منتظر، که الان کسی میآید که حتما آثار عبادت و زهد و تقوا الان روی سر و صورتش نشسته. آثار عبادت قطعا برش متعین است و همه به دل صحرا چشم دوخته بودند. یک وقت دیدند یک عرب لاغراندامی که چشمانش هم گود افتاده است و با یک شتر نهیف و لاغر هم دارد میآید، به طرف پیغمبر(ص) دارد میآید.
یک وقت رفتند پیش پیغمبر(ص) و گفتند: یا رسول الله! این چهکسی است که شما بشارتش را دادید؟! پیامبراکرم(ص) فرمودند: همین عربی است که دارد به سوی ما میآید. گفتند: این آقا؟! این کسی است که توانسته سه روز به ابلیس مسلط بشود. رسول مکرم(ص) فرمودند: ظاهرا پرسیده من کجا هستم که فرمودند: بگویید بیاید پیش من. آمد نزد پیامبر(ص) و پیغمبر خدا را… آستانش را بوسید و سلام کرد و ادب کرد و گفت: یا رسولالله! سه روز تصمیم گرفتم مسلمان بشوم الان شما را پیدا کردم و میخواهم شهادتین بگویم.
شهادتین را گفت و مسلمان شد و بعد گفت: حالا بفرماید باید چکار کنم؟! پیغمبر(ص) فرمودند: نماز بخوان، روزه بگیر و پول داشتی حج برو، اگر مالی داشتی که مستحق ذکات بود، ذکاتش را پرداخت نما. احکام را به او تعلیم دادند. دست پیغمبر را بوسید و خداحافظ و خداحافظ زد به دل صحرا.
چند لحظهای نگذشته بود که یک وقت پیغمبر(ص) فرمودند: کاروان برگردد. چه شده است؟! پیغمبر(ص) فرمودند: آن مرد عرب لاغراندام از دنیا رفته است. شترش رَم کرده است و از پس سر زدش زمین و کشته شد و از دنیا رفت. برویم به تجهیزش برسیم. آمدند، دیدند رسول خدا فرمودند: کسی وارد خیمه نشود و میخواهم خودم غسلش بدهم.
غسل داد و کفن کرد و بدن را آماده کرد. آمدند جلوی پیغمبر(ص) گفتند: یا رسولالله! این، هیچ کدام از اعمالی که شما فرمودید را انجام نداد و عمل نکرد و هیچ کاری نکرده است. چطور شما دارید انقدر هزینه میدهید. بدن را غسل میدهید و کفن میکنید و نماز میخوانید. رسول خدا(ص) فرمودند: فرشتههای زیادی میبینم که به استقبال بدن این آدم میآیند و به او سلام و درود میگویند و با یک دنیا سلام و تهییت دارند وارد بهشتش میکنند. عجب! اینکه یک دانه عمل ندارد در پروندهاش، چطور به این جایگاه رسیده است؟! پیغمبر(ص) فرمودند: تصمیم گرفت و اراده کرد که قدر خودش را بشناسد و حد خودش را درک کند. با ارده محکم به جایگاه اعلاء رسید.
این درس آموز باشد برای من و شما که ماه رمضان، ماه فرصتی است برای تصمیم و اراده قوی داشتند. به قول امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه که «اَلعالِم مَن عَرَفَ قَدرَه وَ کَفي بِالمَرء جَهلا اِلّا يَعرِفُ قَدرَهُ». انشاءالله که قدر و حد خودمان را بدانیم و اراده و تصمیم را در این ماه برای بندگی شایسته فراموش نکنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سوال مسابقه
- اسلام آوردن
- تصمیم و اراده کردن به شناخت خود
- شهادتین بر زبان جاری کردن
- کمک به همنوع خود کردن